+
نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 17:7 توسط مجيك
|
بهزاد نبوی به چه می اندیشد؟یک روز در کنار نظام و امام و یکروز در جایگاه متهم به براندازی نظام و مخالف امام !

+
نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388 18:40 توسط مجيك
|
رکود اقتصادی در کشور رو به وخامت است.وزیر اقتصاد معتقد است که سیاست های پولی را باید اصلاح کرد.این خبر بعد از قطعی شدن حضور وی در دولت دهم از سوی رسانه ها منتشر شد.اتاق بازرگانی پیش از این نسبت به ادامه بحران هشدار داده بود.فعالان بخش خصوصی از بالارفتن ریسک اقتصادی و امنیت می گویند.به گفته این فعالان، وقایع اخیر باعث عدم اطمینان در اقتصاد شده است.به نظر می رسد این ادعا منطقی باشد .هیچ یک از 33 مهمان خارجی مدعو به یک همایش ریاضی در دانشگاه شریف در این همایش شرکت نکردند.این مدعوین هیچ نوع سرمایه گذاری هم قرار نبود انجام دهند و برای شرکت در این همایش کمی دست زدن و تشویق کفایت می کرد.حجم پول از 21500 میلیارد تومان در اسفند 86 به 15700 میلیارد تومان در دی ماه 87 کاهش یافته است .کاهش 27 درصدی حجم نقدینگی در حالیکه تورم 25 درصد است یعنی قدرت خرید مردم نسبت به قبل 52 درصد کاهش یافته است.
با این حال فعالان بخش خصوصی منتظرند دولت بسته جدید بعد از انتخابات را عرضه کند.افزایش نقدینگی احتمالا تنها راه کار در کوتاه مدت است.با افزایش نقدینگی کنترل و مهار تورم به شیوه قبل از انتخابات دیگر ممکن نخواهد بود.
گزارش های رسمی از افزایش 3 درصد نرخ بیکاری در تهران خبر می دهد.طی یک ماه و نیم گذشته 1646 کارگر به خیل کارگران اخراجی پیوستند.
اخراج 500 کارگر از شرکت روکش چوبی ایران 900 کارگر از کارخانه صنایع مخابراتی از راه دور و 230 کارگر هتل آزادی طی یک ماه و نیم گذشته در رسا نه ها گزارش شده است.
در 500 کارخانه 200 هزار کارگر از 3 تا 50 ماه حقوق در یافت نکرده اند.
این وضعین البته طبیعی است . ایرالکو مجبور است محصولات خود را حدود 700 تومان زیر بازار در بورس کالا بفروشد که باز هم به دلیل بالاتر بودن قیمت المینیوم نسبت به بازار های جهانی خریداران استقبال نمی کنند.این بحران باعث شده تولید ایرالکو 50 درصد کاهش یابد.
شرکت های بزرگ صنعت فولاد بورسی با میانگین بازدهی منفی 44 درصد طی تیر ماه 87 تا پایان تیر ماه 88 دوران رکود را تجربه می کنند .
با واردات بیش از یک میلیون تن شکر در سال گذشته ، 50 درصد واحدهای تولیدی شکر در مدار زیان قرار گرفتندو در باقی کارخانه ها نیز تولید عملا متوقف شده است.
چک مبادله شده در نظام بانکی در پایان سال گذشته نسبت به سال پیش از ان 42 درصد کاهش یافت.
این در حالی است که چک های برگشتی 7.8 درصد افزایش پیدا کرد که از بعد جنگ تا به حال بی سابقه بوده است .
گزارش های بورس نیز حاکی از سراشیبی سقوط در 150 شرکت بورسی است.
60 درصد ظرفیت تولید کنندگان لوازم خانگی نیز غیر فعال شده است.
ساخت وساز در تهران حداقل 60 درصد کاهش یافته است.
در حال حاظر 56 هزار میلیارد تومان بدهی بانکی وجود دارد.
تعداد فزاینده بیکاران و نیمه بیکاران به گونه ای محتوم در ورای این رکود و ورشکستگی پیاپی کارخانه جات است.کارگران به اقشار زیر طبقه سقوط خواهند کرد.آنان دراستیصال کامل برای بقای خود به اشتغال غیر رسمی روی خواهند آورد .از این پس میلیونها یقه آبی(کارگر) که جامعه علیرغم توانایی که دارند خواهان کارشان نیست ،خود را بازنده مناسبات جدید می پندارند.
طی چند ماه گذشته تمامی اخبار دال برشکل گیری گسترده اعتراضات یقه آبی ها دارد .ادامه روند کنونی و بی توجهی به رکود بنگاههای اقتصادی موج اعتراضات آبی را به راه خواهد انداخت.
انگیزه اصلی این حرکت خودجوش نگرانی از گرسنگی خانواده و شیر خشک فرزند نوزاد و اجاره مسکن آخر ماه و ادامه تحصیل فرزند و درمان همسر است .این اعتراضات کاملا جدی است و با گردو بازی پانکی های سبز و شلتاق بازی طفیلی و غفیلی های جردن و شهرک غرب متفاوت است.
هر نفر که بیکار شود با خود حداقل 4 نفر را به زیر خط فقر می برد.این خانواده بدون شک مستعد فساد می شود.سرکوب جنبش آبی ها و برگزاری دادگاه فیروزه ای ،حتی اگر به تواب سازی هم بیانجامد ،باز هم مانع فساد و انحرافات اجتماعی نخواهد شد.آنومی و دختران فراری، ایدز و کودکان خیابانی و طلاق و اعتیاد و سرقت و قتل موج قرمزی است که پس از بی توجهی به اعتراضات آبی به سادگی قابل مهار نخواهد بود.
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388 18:16 توسط مجيك
|
شعبان جعفری که خود را از "دوستداران محمد رضا شاه پهلوی" میدانست، در درگیریهای قدرت در آنزمان طرف شاه را در مقابل دکتر مصدق و حزب توده که از دکتر مصدق حمایت میکرد گرفت. در پی کودتای ۲۸ مرداد، وی به همراه دوستان و نوچههایش نقشی بزرگ در پیروزی خیابانی طرفداران شاه و ارتش در مقابل کمونیستها و طرفداران دکتر مصدق بازی کرد؛ هرچند که دکتر مصدق هیچگونه گرایشی به حزب توده نداشت. در این میان برخی وی را متهم میکنند که در کودتای ۲۸ مرداد از دولتهای انگلیس و آمریکا برای سرنگونی دولت محمد مصدق پول گرفتهاست. در همین حال شعبان جعفری خود را از مریدان آیت الله کاشانی و از حامیان و اعضای گروه فدائیان اسلام میدانست که البته پیرامون اين ادعا، بحث و جدلهای تاریخی فراوان است . شعبان جعفری مدعی بود که در روز ۲۸ مرداد سال ۳۲، وی تا حدود ظهر در زندان شهربانی بوده و بنابراین نمیتوانسته نقشی اساسی در به ثمر رسیدن کودتای ۲۸ مرداد بازی کرده باشد. در این زمینه بحث و جدلهای تاریخی فراوان است. وی که علاقه اش به محمدرضا شاه پهلوی و "شاه دوستی" اش بر کسی پوشیده نیست، بعد از انقلاب ایران، نامش در لیست افرادی بود که تحت تعقیب کمیته ضربت انقلاب اسلامی قرار داشتند. در نتیجه وی نیز ایران را همانند بسیاری از حامیان محمدرضا پهلوی ترک گفت و زندگی در تبعید را ابتدا در اسرائیل و سپس آلمان و نهایتا در شهر لس آنجلس در ایالت کالیفرنیا در آمریکا آغاز کرد. گفتنی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولتمردان وقت، بارها وی را به دست داشتن در «ناآرامیهای شهرهای مختلف ایران» متهم میکردند شعبان جعفری در سن هشتاد و پنج سالگی و در روز ۲۸ مرداد، ۱۳۸۵ - سالگرد کودتای ۲۸ مرداد - در شهر لس آنجلس واقع در ایالات متحده آمریکا درگذشت. به مرور تصویری زندگی شعبان جعفری توجه کنید: |
|
كافي است مروري داشته باشيم به زندگي اين مرد و مرداني كه امروز چماق بدست به جان ملت مي افتند ... ! |
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388 17:8 توسط مجيك
|
من، گالیلئو گالیله، فرزند وینچنزو گالیله اهل فلورانس، در سن هفتاد سالگی، در حضور دادگاه عادل، در برابر شما زانو زده و در برابر کتاب مقدس که در برابر من است سوگند یاد میکنم که همواره به جمله جمله این کتاب اعتقاد داشته و به لطف خداوند متعال در آینده نیز اعتقاد خواهم داشت.
اعلام میکنم که نظر من در مورد اینکه خورشید ثابت است و زمین به دور آن میچرخد، یک تفکر باطل، نادرست و گمراه کننده بود که نمیبایست در هیچ جا، تدریس شود، مورد بحث قرار گرفته یا مورد استناد قرار گیرد. واقعیت مشخص و روشن این است که زمین مسطح و ثابت است و همانگونه که هر کسی میداند و هر روز میبیند، این خورشید و تمام ستارگان هستند که به دور زمین میچرخند!
میخواهم دربرابرشما اعلام کنم که نورحقیقت دردل من راه یافته و به خوبی درک کردم که آنچه گفته بودم اشتباه بوده و از کرده خود پشیمانم و هر محکومیت و جزایی که برای من تعیین شود با خوشحالی پذیرا خواهم شد و امیدوارم به سزای خود در گمراهی بخش زیادی از جامعه برسم.
در صورتی که از هر یک از موارد فوق تخطی کرده و به تفکر نادرست خویش بازگردم، مسئولیت و تبعات این خطای نابخشودنی را به طور کامل میپذیرم.
من برای اینکه از صحت و دقت اعترافات خود مطمئن باشم همه چیز را از قبل روی این برگه نوشته و برای شما خواندم و اعلام میکنم که این برگه، رسم الخط خود من و ذهنیات و اعتقادات شخصی من بوده و بدون هرگونه تأثیری از بیرون، نگاشته شده است...!
بخشهایی از اعترافات عطریانفر:
من امروز در نقطهای قرار گرفتهام كه به خطای گذشته خود اعتراف میكنم و تبعیت از حر ابن یزید ریاحی كه در جریان عاشورا در برابر امام زمان خود ایستاد، اما با آگاهی از اشتباه خود متواضعانه سر تعظیم و تكریم در برابر امام حسین (ع) فرود آورد، از گذشته نادم و پشیمان است.
اولین نكته این است كه خداوند قلبها را تغییر میدهد و شرایطی را برای انسان به وجود می آورد كه خود را اصلاح كند و زندان بستر توجه و تذكر به نفس برای آغاز یك تحول روحی است.اينكه امروز بنده به شكست و تخلف و قصور خود اعتراف میكنم در حقیقت دلالت بر جفای سیاستمداران به نظام و رهبری دارد و نشانگر مظلومیت جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب است.
امروز ما به عنوان نمایندگان گروههای سیاسی اصلاح طلب در برابر اتهامات خود دست تسلیم بالا بردهایم و اعتراف میكنیم كه در فرآیندی قرار گرفتیم كه امنیت را متزلزل كرد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 15:2 توسط مجيك
|
باز كار آقايون با اين مردم بدبخت تموم شد و راي ها گرفته شد و دوباره گروني و فشار و بدبختي از نو ... هرسال پيش از ماه رمضان همين بساطه اما امسال با توجه به وعده وعيدهاي فراووووون آقايون مسئول خيلي حال گيريه ... يواش يواش تو ذوقم مي خوره هرچي حرف و شعار و وعده و وعيده ... ديگه يواش يواش مزه زندگي ها تغيير مي كنه و تلخ مي شه ... ديگه يواش يواش خيلي چيزها تموم شده تلقي مي شه تو زندگي ها ... ديگه يواش يواش ... عشق و زندگي و شادابي و نشاط مي ميره ... يه گزارش از وضعيت گروني در پي بخونيد...
نفس مردم بهدليل گراني اجناس ضروري و بهخصوص مواد غذايي گرفته شده است. در روزهايي كه بهدليل حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري، اقتصاد كشور دچار خواب شده و اكثر فعاليتهاي اقتصادي متوقف شده است، قيمت مواد غذايي هر روز افزايش مييابد و از اين رو، پر كردن سفرهها، به چالشي سخت براي قاطبه مردم تبديل شده است.
نزديكي ماه مبارك رمضان كه هميشه بهطور سنتي در گران كردن قيمت مواد غذايي نقش موثري داشته است نيز مزيد بر علت شده تا تامين معاش روزانه مردم كاري سخت شود.
افزايش قيمت گوشت قرمز و سفيد
در روزهای اخیر قیمت گوشت قرمز و مرغ به ترتیب 15 و 10 درصد افزایش یافته است، اين در حالي است كه مطابق روال هر ساله، از چندی پیش مسؤولان بخش بازرگانی و كشاورزی از اجرای طرحهای ویژه برای افزایش عرضه و نظارت بر بازار خبر میدهند اما در روزهای اخیر قیمت گوشت قرمز و مرغ افزایش یافته است.
با این روند، قیمت هر كیلو گوشت ران گوسفندی به 13 هزار و 500 تومان و قیمت هر كیلو گوشت شقه گوسفندی به 10 هزار و 800 تومان افزایش یافته است. این در حالی است كه قیمت این فرآوردهها در 2 هفته گذشته بهترتیب 12 هزار تومان و 9 هزار و 800 تومان بوده است.
همچنین قیمت گوشت گوساله نیز با افزایش هزار تومانی به 9 هزار و 500 تومان در هر كیلو افزایش یافته و هر كیلو گوشت مخلوط چرخ كرده نیز در قصابیهای سطح شهر به قیمت 8 هزار و 500 تومان به مصرفكنندگان عرضه میشود. قیمت این فرآوردهها در هفتههای گذشته نیز بهترتیب هر كيلو 8 هزار و 500 تومان و 7 هزار و 500 تومان بوده است.
بسیاری از فروشگاههای سطح شهر از كمبود و عرضه اندك گوشت گوسفندی توسط كشتارگاهها ابراز نارضایتی كرده و معتقدند افزایش صادرات دام زنده به كشورهای همجوار بهویژه كشورهای عربی مانند عراق موجب كاهش عرضه و افزایش قیمت گوشت گوسفندی شده و این امر افزایش قیمت هر كیلو گوسفند زنده از 4 هزار به 4هزارو 800 تومان را بهدنبال داشته است.
همچنين بنابر آمار بانك مركزي، قيمت انواع گوشت گاو و گوساله در بازار تهران نسبت به ماه گذشته، رشد يافته است. گوشت گوسفندي كه تير ماه 10 هزار و 770 تومان به فروش ميرفت، طي آمار بانك مركزي در اوايل مرداد ماه حدود هزار تومان گران شده و به 11 هزار و 750 تومان رسيده است. قيمت گوشت گاو با 600 تومان افزايش به 9300 تومان رسيده است.
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 14:33 توسط مجيك
|
وقتی اعترافات سیاسیون در بند رو خوندم همش فکر می کردم چطور می شه یه نفر در عرض چندروز از این رو به اون رو می شه ...نوشته ای از عمادالدین باقی در روزنامه اعتماد جالب بود ... این نوشته که خاطره ای از این نویسنده است رو بخونید:""يک شب تلويزيون جمهوري اسلامي فيلمي را نمايش داد. داستان فيلم اين بود که نويسنده يي براي تمام کردن کتابش به محيطي دنج و خلوت نياز داشت. به هتل زيبايي در يک منطقه زيبا و کوهستاني و سرسبز در کانادا رفته بود. شور و شادي مردمان طرب انگيز بود. فصل زمستان که فرا مي رسيد به دليل برفگير شدن منطقه، اين هتل هم مشتري نداشت. بايد در چندماهي که منطقه برفگير است هتل را به دست کسي بسپارند. سال گذشته خانواده يي عهده دار نگهداري آن شده بودند اما معلوم نبود به چه دليل با پايان فصل زمستان با جنازه آنها روبه رو شدند. کسي راز اين معما را نمي دانست. نويسنده يي که در جست وجوي مکان دنج و راحت بود با همسر و پسر خردسالش که بسيار يکديگر را دوست داشتند فرصت را غنيمت شمردند و عهده دار اقامت در هتل شدند. مردمان کم کم رفتند و اينان تنها شدند؛ هتلي در قواره يک شهرک و در کمال زيبايي و با تجهيزات کامل و اتومبيل مخصوص عبور از مناطق برفگير، هتلي در منطقه يي که گويي قطعه يي از بهشت است. در آغاز احساس شادي زايدالوصفي اين خانواده را فراگرفته بود و آقاي نويسنده يکسره به نوشتن کتاب خود مشغول بود. روابط، محدود به اين سه تن شده بود و به تدريج حوادثي در پيرامون آنها رخ مي داد که دچار توهم مي شدند. توهم مسري بود. از يکي به ديگري. در اين هتل بزرگ زيبا و دورافتاده از مردمان ديگر اينان در توهم فزاينده خود فرو مي رفتند و پيش از پايان فصل برف هر يک براي نجات خود قصد جان ديگري را کرده بود. ترس و محبت و توهم درهم آميخته بود. اين فيلم چنان هنرمندانه لحظات را به تصوير مي کشيد که به خوبي نشان مي داد انسان اگر از جامعه جدا شود چگونه روح و روانش مسخ مي شود و تلقين پذير و اسير توهم و داستان سرايي مي شود. براي يک زنداني اين فيلم معناي ديگري هم داشت زيرا نشان مي داد زندان اگر محيطي مانند اين قطعه بهشت باشد نيز زندان است و همين آثار را دارد چه رسد که انساني را چند هفته يي در سلول انفرادي يا در سلول چندنفره اما بسته زنداني کنند. تجربه زندان کسان زيادي نشان داده است؛ کساني که ايمان و اعتقاد راسخ به راهي دارند زندان را در خود هضم مي کنند ولي کارکرد غالب زندان مسخ روان افراد و تلقين پذيري و توهم زايي است. زندان قدرت هم دست کمي از آن ندارد. کساني هم که در زندان قدرت اسير شوند اسير توهماتي مي شوند که خود را و جامعه را به راهي پرخطر مي برند".
اينم همينطوري واسه خنده 
... مسابقه ای بین سه سرویس اطلاعاتی ایران و امریکا و روسیه برگزار مي شه تا ببینن کدومشون زودتر خرگوش رها شده در جنگل رو پیدا می کنه . اول امریکاییها می رن و با بکارگیری از تجهیزات و امکانات لیزری و هلیکوپتر و چتربازانش بعداز حدود ۱۰ ساعت خرگوش رو می یابن. روسها نفر بعد هستن و بلافاصله با کمک تجهیزات شنیداری و رادار محل اختفای خرگوش رو یافته و محاصره کرده و به آتش می کشن و خرگوش مجبور به ترک اجباری مخفیگاه و خروج اجباری از محاصره آتش می شه و در دام ماموران روس گیر می افته این عملیات ۶ ساعت به طول می انجامه . سرویس اطلاعات ایران نفر اخر مسابقه هستن . اونها بعداز ۲ ساعت بدون بکارگیری تجهیزاتی خاص یک خرس رو می آرن و تحویل می دن . داوران می گن این چیه اوردین . ایرانیها می گن خرگوشه دیگه . داوران با تعجب و اعتراض و تمسخر می گن اقا جان این خرسه . ایرانیها می گن نخیرم . این خرگوشه می خواید از خودش بپرسید . در همینجا خرس بیچاره به زبون می آد و این جمله رو تکرار می کنه "من خرس نیستم خرگوشم "
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388 16:30 توسط مجيك
|